قله میشینه نو

گزارش صعود به قله میشینه نو (ناز کوچک) از روستای کلوان

تاریخ اجرا: جمعه 90.07.29
تعداد نفرات: 4 نفر

ارتفاع قله میشینه نو: 4050 متر
زمان صعود از مسیر دره: 7 ساعت
زمان فرود از خط الراس: 3 ساعت و 30 دقیقه

معرفی و موقعیت جغرافیایی قله های مهم منطقه: [منبع: گزارش باشگاه کوهنوردان آرش]
قلل دوگانه کهار و ناز در حاشیه شرقی منطقه البرز غربی قرار گرفته که از سمت جنوب به دره چالوس و رودخانه کرج و از سمت شمال به دره وسیع طالقان محدود می گردد.
قلل کهار و ناز را می توان از مرتفع ترین قلل البرز غربی نامید و در واقع پس از ارتفاعات مرتفع منطقه علم کوه و قلل منطقه طالقان از جمله سیالان، شاه البرز و خشه چال، قله کهار به ارتفاع 4015 متر، میشه نو 4050 متر و ناز با ارتفاع 4108 متر نامی آشنا برای کوهنوردان است که هر ساله مشتاقان زیادی برای صعود به قلل وارد منطقه می شوند.
* خط الراس کهار به میشینه نو و ناز هم یکی از برنامه هایی است که کوهنوردان در این منطقه در یک برنامه دو روزه به اجرا در می آورند و البته در یک برنامه بسیار فشرده یک روزه هم میتوان اجرا کرد که مهارت و آمادگی خاص خود را می طلبد.

بررسی توپوگرافی قلل: [منبع: گزارش باشگاه کوهنوردان آرش]

قله کهار از سمت شمال شرق توسط گردنه مرتفع سیرابشم به قلل هفت خوانی و کرچان و از سمت غرب به قلل میشه نو و ناز و در ادامه به سمت جنوب غرب به قله وارکش متصل می گردد از آبادیهای قابل دسترس در منطقه می توان در شمال به آبادی گرآب و گته ده منطقه طالقان از سمت جنوب به آبادیهای کلوان، کلها و آیگان اشاره نمود.
دو جانپناه در منطقه وجود دارد که می توان برای شب مانی از آنها استفاده کرد:
1-    جانپناه کهار در ارتفاع تقریبی 3200 متر بر روی یال اصلی قله کهار.
2-    جانپناه سیادر که در ارتفاع تقریبی 3150 متر بر روی یال ناز قرار گرفته است.

قله میشینه نو:

قله میشینه نو به ارتفاع 4050 متر در خط الراس کهار به ناز قرار گرفته که برخی کوهنوردان به آن قله ناز کوچک نیز می‌گویند. برای صعود به قله ناز چه از خط الراس کهار و چه از مسیر پناهگاه سیادُر، باید از قله میشینه نو عبور کرد. از میشینه نو تا قله ناز حدود 1.5 ساعت راه است.

 

روستای کلوان (Calvan): [منبع]

روستای کلوان در میان دو کوه مرتفع “ناز” و “کهار”، شکوفه باغهای گیلاس و سیب، گلهای وحشی و دو رودخانه خروشان پرآب محصور شده و منظره ای بدیع را در پیش روی چشمان گسترده است. روستای کلوان آخرین روستای محله سیرا بخش آسارا کرج (با پنج روستای آویزر، آیگان، کلها، لیلستان و کلوان) محسوب می شود. زیبایی بی حد و حصر روستای کلوان جمعیت غیربومی زیادی را به سوی خود جذب کرده
است. این روستا را کلوان نامیده اند چراکه نسبت به روستاهای همجوار خود در محل مرتفع و بلندتری قرار گرفته و نسبت به آنها حکم کله و راس را دارد و به همین سبب “کلوان” به معنای بلندی، خوانده شده است. ارتفاع روستای کلون از سطح دریا 2200 متر میباشد.
آدرس روستای کلوان:
کیلومتر 40 جاده کرج – چالوس، بعد از پل خواب، فرعی سمت چپ ، تابلوی روستای آیگان – روستای کلوان ، از سر جاده تا روستای کلوان 9 کیلومتر جاده آسفالت در پیش دارید.

چشمه های مسیر:
در مسیر دره (مسیر صعود ما) تقریبن هر نیم ساعت یا یک ساعت چشمه وجود داشت. و اولین چشمه هم پس از حدود 545 دقیقه پیاده روی در مسیر و در میان باغهای گردو (سمت راست دره) با لوله جاری بود.

نکات و توصیه ها:
* با عبور از پل (شماره 2 تصویر 2) و عبور از بخشی از روستا، وارد مسیر پاکوبی میشوید که از سمت چپ دره ارتفاع میگیرد و در جایی با مسیر سمت راست دره یکی میشوند. اما مسیر سمت راست (مسیر ما) بیشتر از میان باغها بوده و به مراتب زیباتر است.
* پیشنهاد میشود که با رسیدن به دو راهی (شماره 3 در تصویر 2) راه فرعی سمت چپ را در پیش گرفته و با عبور از گوسفند سرا و پناهگاه سیادر و از خط الراس به سمت قله حرکت کنید.
* آنتن همراه اول در روستا و کمی بالاتر از آن برقرار بود اما در دره و خط الراس ما هر بار که چک کردیم از آنتن خبری نبود.
* در مسیر میتوان یک برنامه گل گشت بدون صعود به قله با حدود 1 تا 1.5 ساعت پیاده روی در دره و از میان باغهای زیبا را تدارک دید.

تصویر شماره 1: روستای کلوان (پل، محل پارک خودرو و مبدا حرکت)

مسیر قله میشینه نو

روستای کلوان

به جستجوی تو
بر درگاه کوه می‌گریم
در آستانه‌ی دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می‌گریم
در چار راه فصول
در چارچوب شکسته‌ی پنجره‌ای
که آسمان ابر آلوده را قابی کهنه می‌گیرد

“شاملو”
—————————————————

بقیه در ادامه مطلب


گزارش برنامه:

نکته: معمولا قله های سیادر، میشینه نو و ناز را از یال سیادر و از کنار جانپناه سیادر صعود می کنند، اما ما در این برنامه از مسیر دره حرکت کرده و خیلی بالاتر از جانپناه سیادر به روی یال اصلی رسیدیم.

با سلام و درود به همه خوبان و دوستان کوهنوردم.
این هفته قرار بود که برنامه صعود به قله هفت خوانی را داشته باشیم. اما بعلت دوری راه برنامه را عوض کرده و برنامه صعود به قله ناز را جایگزین کردیم. پیش از این دوست خوبم آقا عطا (سرپرست برنامه) از روستای کلوان به قله کهار صعود داشتند اما به قله ناز؛ این اولین صعودمان بود. ساعت 04:30 صبح روز جمعه با خودروی شخصی از تهران براه افتادم و پس از سوار کردن دوستان کرجی ام با کمی تاخیر، ساعت 06:15 در مسیر جاده چالوس قرار گرفتیم. بعد از سد کرج و کمی پس از روستای پل خواب با دیدن تابلوی روستای آیگان در سمت چپ، وارد مسیر فرعی شده و پس از طی 9 کیلومتر به ابتدای روستای کلوان رسیدیم.

صعود:

انتهای جاده آسفالت و کنار پل ورودی روستا ماشین را پارک کرده و پس از صرف صبحانه ساعت 07:30 از جاده خاکی کنار کوه پیاده روی را آغاز کردیم. ابتدای جاده خاکی تابلوی مثلثی کوچکی بود با این نوشته: “ورود خودروهای شخصی و غیر بومی ممنوع”. پس از 15 دقیقه به یک پل دیگر رسیدیم. چون قصد صعود از مسیر دره را داشتیم، بدون عبور از پل مسیر را در امتداد دره ادامه دادیم. کمی بالاتر با عبور از یک پل کوچک از عرض رودخانه گذشته و مسیر پاکوب را از سمت چپ رودخانه و از میان باغها ادامه دادیم. پس از 30 دقیقه با عبور از عرض رودخانه از کنار آبشار کوچکی رد شدیم و کم کم ارتفاع بیشتری گرفتیم. حدود 1.5 ساعت اول مسیر کم و بیش از میان باغهای زیبای پوشیده از درختان: سیب، گیلاس، آلبالو، گردو، صنوبر و … بود. پیاده روی در میان باغها در فصل پائیز برگ ریز هزار رنگ بسیار فرح بخش بود و یکی از زیباترین برنامه های امسال را برایمان رقم زد. باد نسبتن شدیدی در حال وزیدن بود و رقص حجم زیادی از برگهای در حال ریزش که در هوا پراکنده میشد، گهگاهی منظره تماشایی را بوجود می آورد. و البته از سیبهای قرمز و خوشمزه مسیر هم بی نصیب نماندیم!

پس از 50 دقیقه به اولین چشمه مسیر رسیدیم که در میان باغها و در مسیر پاکوب از یک لوله جاری بود. پس از 1 ساعت ادامه باغها در سمت چپ رودخانه دیده میشد. بنابراین باز هم مسیرمان را عوض کرده و با عبور از عرض رودخانه از سمت چپ دره ادامه مسیر دادیم. بعد از 5 دقیقه به باغی رسیدیم که درب چوبی نشانه آن است. حدود 20-30 متر جلوتر و در مسیر پاکوب، یک پاکوب فرعی دیده میشود که به سمت چپ و بالا ارتفاع میگرفت. اگر وارد این مسیر شوید با عبور از میان باغها به سمت چپ کشیده و حدود نیم ساعت بالاتر به گوسفند سرا (شماره 4 در تصویر 2) و از آنجا به پناهگاه سیادر میرسید. (این مسیر، مسیر برگشت ما بود. پیشنهاد میشود که از همین مسیر صعود کنید)
ما از مسیر ذکر شده عبور نکرده و مسیر دره را ادمه دادیم. همینطور که در امتداد مسیر پاکوب حرکت میکردیم چند بار بسته به پاکوب و یا مسیر شناسی حسی، از عرض رودخانه گذشته و مسیر حرکتمان از راست به چپ رودخانه و یا بالعکس عوض میشد. ساعت 10:00 به یک گوسفند سرا رسیدیم که یک توالت صحرایی هم داشت. با ادامه مسیر کمی بالاتر دیگر از پاکوب خبری نبود و در بخشی از مسیر به زحمت از شیب تند دامنه گذشتیم و بیشتر ارتفاع گرفتیم. در امتداد دره و سمت چپ در دور دست قله ای دیده میشد که احتمالن قله میشینه نو و یا یک قله فرعی قبل از آن بود. پس از حدود 4.5 ساعت پیاده روی در مسیر دره از یکی از یالها به سمت خط الراس ناز که در سمت چپمان قرار داشت ارتفاع گرفتیم. ارتفاع ما در دره حدود 3500 متر و ارتفاع قله فرعی و هدف ما در خط الراس حدود 3850 متر بود. و این 350 متر اختلاف ارتفاع با توجه به شیب زیاد یال و عدم وجود پاکوب کمی سخت و نفس گیر بود. هوا نسبتن سرد بود و باد شدید و آزار دهنده ای هم در حال وزیدن بود. یکی از دوستان به علت ناراحتی در ناحیه مچ پا از ادمه مسیر منصرف شده و دو نفر از گروه با صلاحدید سرپرست مسیر برگشت را در پیش گرفتند. به اتفاق دوست خوبم آقا عطا دو نفری مسیر را ادامه دادیم و با عبور از سنگها ساعت 13:00 بر روی قله فرعی بودیم. خوشبختانه زمانی که بر روی قله فرعی بودیم باد خیلی کم شده بود. از آنجا که هنوز نهار نخورده بودیم پشت سنگها گاز را روشن کرده، چایی درست کردیم و آقا عطا هم سریع مقداری ریشه گون پیدا کرد و آتش دلچسبی درست کردیم و کمی گرم شدیم. پس از نیم ساعت استراحت و نوشیدن چای داغ و گرم شدن کنار آتش که حسابی هم چسبید، مسیر خط الراس را به سمت قله میشینه نو در پیش گرفتیم. در خط الراس تا خود قله میشینه پاکوب مشخص بود. هوا کم کم داشت حسابی ابری و مه آلود میشد و قله و کل خط الراس پوشیده از مه شده بود. ساعت 14:20 بر روی قله میشینه نو بودیم و خوشبختانه در لحظه ای که اطراف قله مه کم شده بود، گردنه کهار و کهار کوچک در سمت راست و قله ناز که پرچمی روی آن برافراشته بودند را در سمت چپ و در ادامه خط الراس میشد دید. فکر کنم حدود 1 تا 1.5 ساعت راه تا قله ناز مانده بود که به دلیل ضیق وقت از صعود به قله ناز صرف نظر کرده و مسیر برگشت را در پیش گرفتیم.

فرود:

برای فرود بر روی خط الراس و از مسیر پاکوب حرکت کرده و ارتفاع کم کردیم. برف کم و ریزی در حال باریدن بود که بعضی جاها زمین کمی سفید پوش شده بود. پس از 1.5 ساعت حرکت در خط الراس از مسیر پاکوب جدا شده و مسیر دره سمت چپ را به سمت گوسفند سرایی که پائین دره دیده میشد در پیش گرفتیم. در شیب تند دره که بدون پاکوب بود ساعت 17:00 به زحمت خود را به گوسفند سرا (شماره 6) رساندیم. اگر همان مسیر پاکوب بر روی خط الراس را ادامه میدادیم به جانپناه سیادر می رسیدیم که ظاهرن تا گوسفند سرای پائین هم پاکوب داشت. یک گروه چند نفره در حال فرود از مسیر پناهگاه بودند و سریعتر از ما به گوسفند سرا رسیدند.
نهار را در همان گوسفند سرا و در آن هوای سرد پائیزی به زحمت و با عجله صرف کردیم. مسیر را از جلوی گوسفند سرا و از سمت چپ دره و از میان باغها ادامه دادیم تا پس از حدود نیم ساعت به مسیر پاکوب اصلی در دره رسیدیم. (شماره 3). با حرکت در مسیر پاکوب دره به سمت راست و روستا ادامه مسیر دادیم. کم کم هوا داشت تاریک میشد و بقیه راه را با هد لامپ ادامه دادیم. کمی پائینتر جایی که در مسیر رفت، از عرض رودخانه گذشته بودیم، اینبار از رودخانه عبور نکرده و مسیر را مستقیم و از سمت راست ادامه دادیم. از اینجا در واقع مسیر برگشتمان با مسیر رفت در دره متفاوت شد. پس از حدود یک ساعت وقتی که در محدوده بالای روستا بودیم به یک دو راهی رسیدیم که اینجا از مسیر فرعی سمت چپ عبور کرده تا به پل (شماره 2 در تصویر 2) و جاده رسیدیم. جاده را حدود 10 دقیقه پیاده روی کردیم و ساعت 18:30 به محل پارک خودرو رسیدیم و به دوستانمان (امیر و شیرین) که کنار آتش منتظر ما بودند.

جاده چالوس خوشبختانه یک طرفه و بدون ترافیک بود و راحت به کرج رسیدیم.


تصاویر برنامه:

 تصویر شماره 2: نقشه مسیر صعود و فرود به قله میشینه نو در Google Eatrh
رنگ زرد: مسیر صعود (از دره) ، رنگ آبی: مسیر فرود (از خط الراس)
1: انتهای آسفالت، پل روستا و محل پارک خودرو  2: پل دوم (عبور از عرض رودخانه)  3: مسیر فرعی به سمت جانپناه و خط الراس  4: گوسفند سرا  5: قله فرعی  6: گوسفند سرا  7: پل کوچک سوم

برای مشاهده تصویر در اندازه واقعی، آنرا بر روی رایانه خود ذخیره نمائید.

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 3: باغهای بالای روستا

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 4: عبور از پل کوچک و ورود به مسیر باغها

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 5: پیاده روی در میان باغهای زیبا و مناظر چشم نواز پائیزی

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 6: پیاده روی در میان باغهای زیبا و مناظر چشم نواز پائیزی

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 7: پیاده روی در میان باغهای زیبا و مناظر چشم نواز پائیزی

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 8: ادامه مسیر در امتداد دره و حرکت به سمت قله های مه گرفته

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 9: گونهای یخ بسته! در خط الراس و قبل از قله

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

 

تصویر شماره 10: عکس یادگاری بر روی قله میشینه نو و  قله مه گرفته ناز در پشت سر

قله میشینه نو – نیما اسماعیلی

 

تصویر شماره 11: آقا عطا ی عزیز بر روی قله میشینه نو

قله میشینه نو – عطا میرمعینی

 

فرود:

تصویر شماره 12: گوسفند سرا (شماره 6) بعد از  پناهگاه سیادر در مسیر فرود

مسیر قله میشینه نو

مسیر قله میشینه نو

پایان


لینک های مرتبط:

گزارش صعود یکروزه قله های کهار و ناز ، از وبسایت: باشگاه کوهنوردان آرش
صعود به قلل کهار و ناز ، از وبسایت: کوهنورد – تنها در کوهستان


مطالب مرتبط در همین سایت:

قله سیادر از کلوان – آبان 95

درباره نیما اسماعیلی

نیما اسماعیلی * متولد: 9 اسفند 54 * محل سکونت: تهران * تحصیلات: مهندسی مکانیک
این نوشته در مسیرهای گردشگری و کوهنوردی استان البرز ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

۲ دیدگاه دربارهٔ «قله میشینه نو»

  1. محمدرضا سعیدی می‌گوید:

    جزو قله‌هایی‌ست که بنا دارم که در اواخر تابستان صعود کنم. از ثبت برنامۀ شما خوشم آمد. مفصل و قابل‌لمس. فقط بهتر بود که از سیب‌ها نمی‌چیدید و مهم‌تر از آن ریشه‌های گون را نمی‌سوزاندید. چنین گیاهانی برای اقلیم کوهستان به‌شدت ضروری هستند و برای پیدایش هر بوته سالیان متمادی زمان نیاز است.

    • نیما اسماعیلی می‌گوید:

      درود بر شما
      خب این حرفتون باعث شد که یک بار دیگه من کل گزارش رو بخونم که کجا ما گون سوزوندیم و سیب چیدیم 🙂
      در مورد ریشه گون مسلمه که گون هایی که خشکیده و روی زمین پخش بودند رو جمع کردیم نه اونهایی که توی خاک بودند.
      در مورد سیب هم فکر کنم منظورتون برنامه قله سیادر سال ۹۵ بود که اونجا از درخت سیب چیدیم و یادمه که از یه بنده خدا که صاحب باغ همسایه بود پرسیدیم گفتن که موردی نداره. اینا می مونه و میریزه.
      البته خب فکر کنم درستش این بود که نمی چیدیم چون نمی دونستیم که صاحب باغ رضایت داره یا خیر! در این مورد حق با شماست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *